سه شنبه 25 اردیبهشت1386
شاهين،پيكان،پرسپوليس،اكباتان
در بند اسمها نيستيم
شاهين ، پيكان، پرسپوليس ،و حالا اكباتان اينها تيمهايي هستند كه در طول 50 سال اخير طرفداراي زيادي داشتند. اما يه چيز كه براي هواداران اين تيمها مهم و حياتي بوده حفظ آرمانهاي شاهين و بوده است. حالا بايد ببينيم اون آرمانهايي كه مردم رو دور شاهين جمع كرد چي بود.
در زمان پهلوي هواداران فوتبال به دو دسته تقسيم شدند يه عده طرفداراي تاج(استقلال) كه توسط حكومت حمايت مي شد يه عده مخالف حكومت و ضد طاغوت كه طرفدارشاهين شدند.
براي طرفداران شاهين هميشه اين مهم بود كه تيمشون مستقل از حكومت و در بار باشه و حتي به اين مسئله افتخار مي كردند . تا اينكه به واسطه دستاي پشت پرده جدي ترين رقيب تاج از صحنه روزگار محو شد و در باري ها خيال كردند كه ديگه شاهين و شاهيني از بين رفت
و اگر بخواهيم آرمان شاهني ها رو كه در ذهنشون بود بيان كنيم به سه مورد مهم ميرسيم:
1-وابسته نبودن به حكومت و دربار وقت
2- اخلاق مداري و احترام به پيشكسوت و مردم
3- پيراهن يكدست سرخ
خلاصه بعد از انحلال شاهين و سر در گمي مردم بازيكناي اين تيم به صورت دسته جمعي
به پيكان كوچ كردند (البته بعد از يكي دو سال) و هواداران هم پيكان رو تيم جديد خودشون انتخاب كردند. اما پيكان خيلي سريع و بعد از يك سال درخشش رو قله فوتبال ايران منحل شد و پرسپوليس كه اون زمان نام و نشاني نداشت و رشته اصليش بولينگ بود مقصد بعدي شاهيني ها انتخاب شد. و حالا ديگه پيكان از يادها رفته بودند و همه دور يك تيم حلقه زده بودند. تا اينكه بعد انقلاب و تا دهه هشتاد پرسپوليس بدون افراد درباري (سياسي)داشت نفس ميكشيد و تقريبا همه ي طرفداران شاهين و پرسپوليسي ها به پرسپوليسي بودن خودشون افتخار ميكردند . اما با شروع دهه 80 سياسيون با هدف مشهوريت و اينكه بتونند جاي بزرگان اين تيم رو بگيرند بر پرسپوليس چنگ انداختند و از همونجا بود كه اين تيم داشت اهداف و اصالت گذشته خودشو يواش يواش از ياد مي برد. و به يه تيم درباري و وابسطه به حكومت تبديل مي شد. تا اينكه اوايل سال هشتادو دو معدود پيشكسوتان و صاحبان اصلي اين تيم (پروين-خوردبين) هم كنا گذاشته شدند كه با اعتراض خيل عظيم هواداران رو برو شدندو بلاجبار دوباره سلطان و يارانش به خانه برگشتند .
اما حالا اين تيم (پرسپوليس ) كه يادگار شاهين بود نه اصل و نسبي داره نه پيراهن سرخ و تنها چيزي كه از اين تيم به يادگار مونده يه اسمو چنتا جام قهرماني.
اما بعضي از هوادارا هدف رو گم كردند و فقط خيال ميكنند كه تنها هدف ما بايد نام پرسپوليس باشه. در حالي كه پرسپوليس زماني پرسپوليس شد كه بازيكنان و هواداران شاهين به اين تيم رو آوردند.
يه زماني شاهين عشق ما بود يه زماني پيكان و چند دهه پرسپوليس رو تشويق كرديم اما بخاطر هدف و آرمان بلند شاهيني كه در اين تيمها بود ما طرفدار اين تيم شديم حالا بايد راه گم نكنيم و در بند اسم اين تيم(پرسپوليس ) نباشيم و همراه بزرگ اسطوره فوتبال سلطان شاهيني نسب يار و ياور اكباتان باشيم و دست از آرمان و اعتقادمون نكشيم.
جمعه 14 اردیبهشت1386
انصاریفرد آدم نیست
بهروز رهبريفر در گفت و گو با گروه فوتبال خبرگزاري ورزش ايران (ايپنا)؛ تصريح كرد: اين آقا كه در يكي از پربينندهترين برنامههاي تلويزيوني ادعا ميكند پرسپوليس در حال حاضر بيشترين تماشاچيان را دارد يادش رفته كه زمان علي پروين براي يك ديدار ساده، مقابل تراكتورسازي 85 هزار تماشاگر در ورزشگاه آزادي حضور داشتند و براي دربي سال 80 اين جمعيت به 120 هزار نفر رسيده بود.
وي اضافه كرد: تعجب ميكنم ايشان چطور صبحت از تسويه حساب با طلبكاران پرسپوليس ميزند، در حاليكه چك اسپانسر يزدي پرسپوليس در دست من، ناصر ابراهيمي، پرويز كماسي و داود فنايي است و طرف حساب حاضر به پر كردن حساب خود نيست.
رهبريفرد به استعفانامه انصاريفرد هم اشارهاي داشت و يادآور شد: وقتي يك فرد توانايي روبرو شدن با حقايق را نداشته باشد بايد مثل انصاريفرد عطاي رفتن را به لقاي ماندن و كار كردن ترجيح بدهد و استعفا دهد؛ در اين وضعيت كه پرسپوليس مشكل دارد او نبايد ميدان را خالي ميكرد و مرد و مردانه مثل علي پروين جلوي مشكلات خم به ابرو نميآورد.
وي همچنين تغييرات حال حاضر در هيات مديره باشگاه را مثبت ارزيابي كرد و گفت: فكر نميكنم حضور افراد غيرفوتبالي در هيات مديره يك باشگاه مشكلي را بوجود آورد، صفايي فراهاني هم بدون هيچ سابقه ورزشي و داشتن حتي يك عكس ورزشي 4 سال به فوتبال ايران خدمت كرد و رفت؛ حالا هم حبيب كاشاني ميتواند منجي پرسپوليس باشد و بدهيهاي باشگاه كه به جاي مانده از مديريت غمخوار، خطیب و انصاريفرد است را تسويه كند.

رهبريفرد در خصوص حمايت برخي تماشاچيان گلچين شده از مديريت انصاريفرد تأكيد كرد: نميخواهم با اين حرفي كه ميخواهم بزنم قداست و حرمت تمام تماشاچيان پرسپوليس را زير سؤال ببرم، اما ميتوانم كاري كنم زمان ديدار پرسپوليس مقابل ملوان اكثر آنها بهروز رهبريفرد را تشويق كنند و همه فكر كنند كه من چقدر محبوب هستم، زمان علي پروين تنها يك حسين شلغم در ورزشگاه حضور داشت و باشگاه موظف بود حقوق او را بپردازد ولي حالا انصاريفرد 50 نفر آدم دارد كه به عنوان ليدر حقوقبگير هستند و هر كاري دوست داشته باشد با هماهنگي او انجام ميدهند.
كاپيتان اسبق پرسپوليس به جايگاه اين تيم در جدول رده بندي اشارهاي كرد و يادآور شد: در زمان علي پروين ما با حداقل امكانات و پول در نخستين دوره ليگ قهرمان شديم، ولي حالا پرسپوليس با وجود دنيزلي يك ميلياردي براي پايين نيامدن از جايگاه پنجم جدول دست و پا ميزند. اين آقا اگر تعصب داشت پاس را به امان خدا در ديدار حساس مقابل ذوب آهن رها نميكرد تا اين تيم قهرماني مسلم خود را تقديم استقلال كند.
وي همچنين به اختلافات بين استيلي و دنيزلي گريز ميزد و تصريح كرد: به تمام مقدساتم قسم خود انصاريفرد گفت كسي كه باعث اخراج من، داود فنايي و يكي، دو بازيكن ديگر از پرسپوليس بود، حميد استيلي است و به همين خاطر ميخواهم او را اخراج كنم، انصاريفرد اين كار خود را در پشت اختلاف بين استيلي و دنيزلي انجام داد و خود را بيگناه معرفي كرد.
رهبريفرد كه علاقهاش به پروين بيشتر از گذشته شده به خريداري كردن امتياز باشگاه اكباتان توسط وي اشاره كرد و گفت: مطمئن باشيد در بازي ها يي كه علي پروين در آن حضور داشته باشد، تماشاچيان زيادي در ورزشگاه حاضر ميشوند و از ديدن يك فوتبال زيبا لذت خواهند برد.
بازگشت عليپروين يك اتفاق خرسند در فوتبال ايران است و قطعا حضور دوباره او جذابيتهاي رقابتهاي داخلي را بيشتر ميكند.
علاقه من به پروين مربوط به حالا نميشود و از زمانيكه يك محصل بودم عشق به او و پرسپوليس را در سر ميپروراندم و با اين صحبتهايي كه كردم هيچ انتظاري هم از پروين ندارم.
جمعه 14 اردیبهشت1386
جهان پهلوان دهداری
قبل از اینکه بخوام در مورد استاد پرویز دهداری بنویسم از دوست گلم ممد جون تشکر میکنم که این نکته رو یاد آور شد.
مرحوم پرویز دهداری یکی از کسانی بود که بیشتر از اینکه به مسائل فنی توجه کنه و با شاگردانش در مورد تاکتیک بحث کنه به مسائل اخلاقی بازیکنان و منش ورفتار پهلوانی آنها توجه داشت .که از همتون می خوام برای شادی روح این بزرگمرد فاتحه ای بخوانید.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد
جمعه 7 اردیبهشت1386
سلطان وارد گود شد
علي پروين محبوب ترين چهره ورزشي ايران بلاخره پس از مدتها دوري از ميادين فوتبال تصميم به بازگشت به فوتبال را گرفته. و با خريد کامل امتيازتيم اکباتان حضور خود را در فصل آينده ليگ آزادگان قطعي کرد.اين اقدام که با توافق مديران باشگاه اکباتان و سلطان در روز چهار شنبه گذشته صورت گرفته هنوز به طور رسمي اعلام نشده است اما قطعيت يافته است. منتظر اخبار تازه تري در خصوص اين تيم باشيد.
چهارشنبه 5 اردیبهشت1386
جهان پهلوان یعنی چه؟
سیاسیون جمهوری اسلامی به خاطر اینکه بتواند مردم رو دور واطراف خودشون نگه دارد تا نظرات توده جامعه رو با سیاست های خودشون یکی کنند با شم بالای سیاسی وهوش وذکاوتی که دارند بهترین تصمیم رو اتخاذ کردند اونم اینه که با ساختن جهان پهلوان های پوشالی از محبوبیت جهان پهلوان های واقعی بکاهند و
با تعریف وتجیدهای آبکی نظر مردم رو به طرف قهرمانان ساختگی جلب کنند.![]()
حالا ممکنه از خودتون پرسید که چه ربطی داره؟
وقتی که یه نفر رو اونقدر گنده کنند و براش ورزشگاه بسازند مردم هم با تبلیغاتی که اونا میکنند فکر می کنند که طرف واقعا پهلوانه و اونوقت در زمان انتخابت و یا راهپیمایی با حرف های آقای جهان پهلوان همه می آین تو صحنه و این وسط سیاسیون هم خیلی سود میبرند دیگه!![]()
حالا این وسط بهترین کسی که میشد گندش کرد حسین رضا زاده است.چونکه بلاخره چارتا وزنه برده رو سرش و با یه یا ابا الفضل(علیه السلام)مردمو گول زده.
آخه مگه پهلوانی به زور وبازوه که هرکی زورش بیشتر بودبشه پهلوان اگه اینطوره که باید از این به بعد بگیم جهان پهلوان خر، بلاخره خرهم زورش زیاده دیگه.![]()
میدونی آدم از چی ناراحت میشه یه عده سیاسی بیلمز(در امر ورزش) برا ما پهلوون
انتخاب میکنند که حتی معنی جهان پهلوان رو نمی دونند پهلوانی به منش ومرامه
نه زور بازو جهان پهلوان یعنی پوریای ولی،جهان پهلوان یعنی آقا تختی،جهان پهلوان یعنی علی آقا پروین نه اینکه هر کی بیشتر به نفع نظام حرف زد بشه جهان پهلوان.
و تنها جرم سلطان اینه که سیاسی نیست مردمیه به خاطر همین در صدا وسیما واینور اونور نباید زیاد اسمش برده بشه. بلاخره ضرر داره براشون. خلاصه اینکه با یه ورزشگاه درست کردن و حکم دادن تو تلویزیون و این چیزا کسی جهان پهلوان نشده که رضا زاده پهلوان بشه
.



