شنبه 3 آذر1386
کوه به کوه نرسید
سلطان به نامرد رسید
اه چه شانس گندي دارم من تا ميام يه نفس راحت بكشم دوباره گيرا اينا ميفتم اصلا
كاش تيمم حذف ميشد و چنين بازيي پيش نمي يومد چرا حالا بين اين همه تيم ما
بايد به پست پروينيا بخوريم. روز بازي برم استاديوم پوستم كندس پدرم رو در ميارن
خب نميرم ميشينم تو خونه نتيجه رو ميپرسم. نه نميشه آبرو ريزيه بعدا حرف در
ميارن ميگن خايه نداشت بره استاديوم بايد برم. آره آقاي نامرد خوب ميدونم كه از
امروز كل فكر وذكرت شده هواداراي پروين كابوس شبانه روزيت شديم ما دآخه نامرد
چرا يه كار كردي كه برا بابات فحش بخري چرا خلق الله رو با كارات رنجوندي كه حالا
راه و چاره برا فرار نداشته باشي.
چرا عاقل كند كاري كه باز آرد پشيماني. ما رو ببين به كي هم لقب عاقل داديم. يه
مست رواني شهوتي
آره داداش آش كشك خالته بخوري پاته نخوري پاته. بلاخره روز انتقام ما از سرور نامردا
ممدسن انصاريفرد رسيد خيلي انتظار اين روز بزرگ و باشكوه (البته برا ما) رو
ميكشيدم. انصاريفرد اين همه تلاش كردي كه به همه بگي پروين محبوبيت نداره اما رو
بازي ميبيني محبوبيت عجيب سلطانمون رو. دنيا رو روسرت خراب ميكنيم با تشوين
سلطان و تيمش. منتظرت هستيم حتما بياي ها نيايي ناراحت ميشم.
ديگه دستم خسته شد بيشتر ازاين ارزش نداري دربارت بنويسم.

